عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

129

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

( 14 ) اى درويش ! به يقين بدانكه در دنيا خوشى نيست . فصل سوم در بيان معاد ( 15 ) بدانكه بازگشت نفس انسانى بعد از مفارقت قالب ، اگر كمال حاصل كرده است ، به عقول و نفوس عالم علوى خواهد بود 109 . و اگر كمال حاصل نكرده است ، در زير فلك قمر كه دوزخ است بماند ، بعضى مدّتى و بعضى ابدالآباد . و كمال نفس انسانى مناسبت است با عقول و نفوس عالم علوى . ( 16 ) اى درويش ! عقول و نفوس عالم علوى جمله علم و طهارت دارند ، و دايم در اكتساب علوم و اقتباس انواراند ، و علم و طهارت حاصل كنند . پس كار آدمى است كه دايم در اكتساب علوم و اقتباس انوار باشد ، و علم و طهارت حاصل كند . و هركه مناسبت حاصل كرد ، استعداد شفاعت او را حاصل شد . چون نفس وى مفارقت كند ازين قالب ، عقول و نفوس عالم علوى او را به خود كشند ، و معنى شفاعت اين است . با هركدام كه مناسبت حاصل كرده باشد ، بازگشت وى به آن بود ، اگر با نفس فلك قمر حاصل كرده بود ، بازگشت وى به وى باشد ، و اگر با نفس فلك‌الأفلاك حاصل كرده بود ، بازگشت وى به وى باشد . چون اوّل و آخر را دانستى ، باقى را همچنين مىدان . و نفوس انسانى چون به عالم علوى رسيدند ، از مركبان فانى خلاص يافتند و بر مركبان باقى سوار شدند ، و ابدالآباد بر اين مركبان سوار خواهند بود ، و هريك به‌قدر مقام خود در لذّت و راحت خواهند بود ، و مقام هريك جزاى علم و طهارت وى است . هر كه علم و طهارت زيادت مىكند ، 110 مقام وى عالىتر مىشود ، يعنى نه چنان است كه اهل شريعت گفتند كه هريك را مقام معلوم است ، چون به مقام معلوم خود رسيدند دايرهء هر يك تمام شد ، و چون دايره تمام شد ، ترقى ممكن نمىماند و اين خلاف بنابرآن است كه به نزديك اهل شريعت ارواح آدميان پيش از اجساد موجود بودند ، هريك در مقام معلوم ، و چون از آن مقام معلوم به اين عالم سفلى نزول كردند و بر مركب قالب سوار شدند و كمال حاصل كردند باز چون عروج كنند هريك تا به مقام اوّل خود بيش عروج نتوانند كرد . امّا به نزديك اهل حكمت نفوس آدميان پيش از اجساد موجود نبودند با جسد موجود شدند پس نفوس را مقام معلوم نبوده باشد ، نفوس مقام خود